تبليغاتX
سول(sawl)

سول(sawl)

نشریه فرهنگی.ادبی و اجتماعی(بلوچی-فارسی)دانشجویان بلوچ دانشگاه سیستان و بلوچستان

سول 3 منتشر شد

گون الله ء پاکین نام

 

مستاگ                مستاگ

سول 3 با مطالب جدید و جذاب چاپ و منتشر شد.


وجه تسمیه شهرهای بلوچستان


معرفی 40 مقوله از نمودهای فرهنگی مردم بلوچستان 


مصاحبه، شعر، داشتان، جدول بلوچی و... 


تنها جزئی از مطالب موجود در این شماره اند.

 

 برای حمایت از گاهنامه و همچنین غنی تر کردن کتابخانه


شخصی خود توصیه می کنیم سول را حتما بخرید.

 

سول شمی وتی ماهتاک انت.


هر ودی که توانیت(مطلب، کمک مالی و...)

 ما را مدت کنیت.

نظر ، پیشنهادات و راهنمایی های خود را از ما دریغ نفرمایید.

 

 برای ارتباط با مدیرمسئول سول میتوانید ترجیحا

 

از ایمیل spayam63@gmail.com  و در

 

 صورت نیاز از شماره تلفن 09159916481

 

استفاده کنید.

 

 باز باز منت وارین

+ نوشته شده در  شنبه 14 اسفند1389ساعت 7:29  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

اولین

محمد اویس پیام

زبان مادری، میراثی­ست که از هزاران سال پیش توسط پدرانمان به ما رسیده است. پس یادگیری، ثبت، و انتقال و یاددهی آن یک نیاز و ضرورت است که بر عهده­ی تک­تک گویشوران زبان است. وظیفه­ی ماست که با تکلم زبان مادری با فرزندان و نسل جدید، تحقیق و ثبت داستان­ها،      ضرب­المثل­ها، شعرها و اصطلاحات زبان و در نهایت آموزش زبان، آن را ماندگار کنیم. پیران و سالخوردگان جامعه­ی ما گنجینه­های با ارزشی از زبان مادری هستند و از این جهت است که مرگ هر سالخورده، مرگ دنیایی از اطلاعات زبانی و فرهنگ عامه(فولکلوریک) است زیرا در یک فرهنگ شفاهی، تنها می­شود این دانش­ها را در سینه­ی این افراد یافت؛ بنابراین هر لحظه تعلل و سهل­انگاری ما برابر است با خاموشی و دفن یک گنجینه که از بی­مهری­های روزگار گریخته همدم خاک سرد خواهد شد.

لیکو، نازینک، آسمانک، بتل، چاچا و ده­ها نوع ادبی که نسل ما تنها نامی از آن­ها به یاد دارند، همان گنجینه­هایی هستند که هزاران سال زندگی کرده­اند، اما ناسپاسی و بی­تفاوتی ما آن­ها را به زوال ­کشانده است. ظلم است؛ بی­مهری­ست، خیانت است؛ هم به خود ضرر می­رسانیم که از این ثروت بی­پایان ادبی بهره­گیری نمی­کنیم و هم به فرزندانمان به واسطه­ی محروم کردن آنها از این زیبایی­ها و افتخارات، ستم می­کنیم.

زمان آن رسیده که خود ما اهمیت مسئله را درک کنیم و به امید پروفسور لوتس ژهاگ آلمانی و دکتر کارینای سوئدی و دیگران ننشینیم که در مورد زبان ما تحقیق کنند و در کشورهای خارجی زبان ما را تدریس کنند؛ هرچند کار آن­ها در خور سپاس است، اما این کافی نیست؛ خود ما بجنبیم و به خود بیاییم. نگرانی و حساسیت زبان­شناسان و روشنفکران در خصوص وضعیت زبان­ها بی­جهت نیست؛ بخصوص در نیم­قرن اخیر که رسانه­های جمعی و ارتباطات همه­گیر شده است، زبان­ها و فرهنگ­های بومی در معرض خطر و تهدید بیشتری قرار گرفته­اند و بحرانی خاموش در جریان است که تبعات آن هنگامی برای ما آشکار می­شود که دیگر آنچنان از خود بیگانگی و بی­هویتی و اضمحلال فرهنگی جامعه را  در­بر گرفته باشد که هیچ کاری نتوان کرد.

این ما هستیم که تصمیم می­گیریم که در قبال شمشیر دوسر رسانه­ها و امکانات ارتباطی، بی­تفاوت باشیم که در نهایت به زیان ما خواهد بود یا از تکنولوژی به نفع خود و برای حفظ و پیشبرد زبان و معرفی فرهنگ غنی خود استفاده کنیم.

اگر جامعه­ی ما دیگر ملاکمالان­ها و روانبدها به خود نخواهد دید، لااقل بخشی از دانش وسیع آن­ها را می­توان از طریق رسانه­ها و ابزار جدید مورد استفاده قرار داد. پس هر گویشور باید در مورد حفظ این گنجینه حساسیت و وسواس به خرج دهد و حداقل در محدوده­ی خود این دانش­های ادبی و زبانی کهن را به هر صورت ممکن ماندگار کند و   آن­ها را از خطر زوال و نابودی حفظ نماید.

در چنین وضعیتی که هر پیر بلوچ، صندوقچه­ای­ست مملو از دانستنی­های زبانی، هر جوان و نوجوان بلوچ، باید یک محقق و ثبت کننده­ی این ظرایف زبانی باشد.

قدم دوم و مهم­تر در ارتباط با حفظ این ذخایر گرانقدر، آموزش و انتقال زبان (و به تبع فرهنگ و ارزش­ها) به نسل بعد است. اگر هنوز در دانشگاه­ها این امکان فراهم نشده است که ما زبان خود را به صورت علمی مطالعه کنیم، تا هموار شدن شرایط، زمان را از دست ندهیم و از پتانسیل­ها و امکانات در دسترس کمال بهره­گیری را بکنیم؛ مکاتب و     حوزه­های علمیه، پیام(SMS)هایی که در طول روز مبادله  می­کنیم، یادداشت­های شخصی و بسیاری موارد دیگر شروع خوبی برای عادت دادن خود به توجه و نوشتن و خواندن به زبان خود و در نهایت حفظ زبان مادری­ست؛ آیا به واقع انتظار بی­جایی­ نیست اگر -با وجود امکانات هر چند محدود- برای حفظ زبان خود هیچ تلاشی نکنیم و اهمیتی قایل نباشیم، در عین حال انتظار داشته باشیم که در مراکز آموزشی و دانشگاه­ها زبان ما را بگنجانند و تدریس نمایند؟!

اگر شرایط و مسائل موجود به ما این اجازه را نمی­دهد که در مدرسه زبان مادری خود را بیاموزیم، "مکتبِ خانه" که فکر، رفتار و زبان کودک در آن شکل می­گیرد، در اختیار معمار خانواده است. این هرگز به معنی بازداشتن نسل جدید از یادگیری زبان جدید نیست؛ بلکه به عکس، طبق تحقیقات روانشناسی، ضریب هوشی و دایره­ی واژگانی کودکی که ابتدا زبان مادری خود را آموخته است، به مراتب بیشتر از کودکی است که او را از زبان مادری محروم کرده­ایم. ضمن این­که تأکید می­کنند برای درک عمیق­تر مفاهیم و بخصوص آموزش زبان جدید از زبان مادری استفاده شود.

به امید روزهای بهتر... .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 13:22  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

سخن دوست

گردآورنده: حافظ احمد اسماعیل­زهی

#sŒÎ)ur ¡tB z`»|¡RM}$# •Ž‘Ø9$# $tR%tæyŠ ÿ¾ÏmÎ7/YyfÏ9 ÷rr& #´‰Ïã$s% ÷rr& $VJͬ!$s% $£Jn=sù $uZøÿt±x. çm÷Ztã ¼çnŽàÑ tB br(Ÿ2 óO©9 !$oYããô‰tƒ 4’n<Î) 9hŽàÑ ¼çm¡¡¨B 4 y7Ï9ºx‹x. z`Îiƒã— tûüÏùΎô£ßJù=Ï9 $tB (#qçR%x. šcqè=yJ÷ètƒ  ÇÊËÈ(یونس)

خداوند در این آیه از انسانی خبر می­دهد که به او ضرر و مصیبت رسیده است و او را مورد سرزنش قرار می­دهد به خاطر اینکه زمانی  که به او مصیبتی  برسد  پریشان و ناراحت می­شود و در این هنگام خدا را بسیار زیاد دعا می­کند تا اینکه خدا این مصیبت که به او رسیده را دور کند. اما وقتی که خداوند مصیبت را از او برطرف کند شروع به نافرمانی و سرکشی می­کند و چنان نافرمان می­شود که گویا قبلا هیچ مصیبتی به او نرسیده است! «tB br(Ÿ2 óO©9 !$oYããô‰tƒ 4’n<Î) 9hŽàÑ ¼çm¡¡¨B» بعد خداوند این رفتار او را مورد سرزنش قرار می­دهد و می­فرماید:« y7Ï9ºx‹x. z`Îiƒã— tûüÏùΎô£ßJù=Ï9 $tB (#qçR%x. šcqè=yJ÷ètƒ». اما کسی که خدا به او هدایت و راه درست را نشان داده از این اعمال زشت و از سرزنش خدا دور است، پیامبر (ص)می فرمایند:«کار مومن عجیب است؛ خدا هیچ فیصله­ای نمی­کند مگر این­که خیر است برای او به خاطر اینکه اگر به او مصیبت و ضرری برسد صبر و اگر خوشحالی برسد شکر می­کند در هر صورت خیر است برای او، این خیر برای هیچ کسی نیست مگر کسی که مومن باشد.»

-        تفسیر ابن کثیرجلد (2) مولف:الحافظ عماد الدین ابولفداء اسماعیل بن کثیر دمشقی، صفحه 186

ابن شهاب فرموده که مراد از "الإنسان" در این آیه سه قول است: 1- جنس مطلق انسان است. 2- کافر 3- شخص معین. در کتاب «وجه الإنتظام»، این آیه با آیه قبل دو صورت بیان شده است:1- در آیه قبلی بیان کرده که اگر خداوند عذاب خود را در دنیا بر بنده­اش نازل کند، هلاک می­شود و این آیه دلالت بر ضعف و ناتوانی او می­کند. 2-در آیه­ی قبلی خداوند اشاره کرده به اینکه کفار برای نزول عذاب عجله دارند و این را فرموده که آنها در این طلب خودشان که عذاب را می­خواهند دروغ می­گویند به خاطر اینکه در این آیه مشخص می­شود که وقتی به انسان کمترین مصیبت و ضرری برسد، پریشان و ناراحت می­شود چرا که برای برطرف شدن آن خدا را دعا می­کند. همچنین در این آیه کسانی را که دعا را در خوشحالی ترک می­کنند و در سختی به دعا می­پردازند، مورد سرزنش قرار داده است، بلکه پیامبر(ص) فرمود «تعرف الی الله فی الرخاء یعرفک فی الشده» حضرت ابوادرداء(رض) نیز فرمود: خدا را در هنگام خوشحالی دعا کن تا که  خدا در هنگام مصیبت و سختی دعای تو را اجابت کند. 

-        تفسیر روح المعانی، مؤلف:علامه سید محمود الألوسی، جلد (7) صص 116و117

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 13:21  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

وجه تسمیه شهرهای بلوچستان

محمد اویس پیام   spayam63@gmail.com

انسان در طی تاریخ همواره به نام­ها اهمیت می­داده است و   نام­گذاری مکان­ها و شهرها دارای پایه­های فرهنگی و اجتماعی     می­باشد و این نام­ها به­صورت اتفاقی به وجود نیامده­اند و دلایل گوناگونی برای این      نام­گذاری­ها وجود دارد که اغلب در گذر زمان به فراموشی سپرده شده­اند. انسان همواره دنبال پیدا کردن علل نام­گذاری روستاها و شهرها بوده است. به همین جهت به ارتباط موجود میان "نام" و "مکان" در نوشتارهای مورخین اشاره شده است.

دلیل نام­گذاری یا وجه تسمیه، جنبه­های مختلف یک نام را از دیدگاه های گوناگون بررسی می­کند؛ از روی نام­گذاری مکان­ها می­توان به تمدن و پیشینه­ی تاریخی شهرها و دیرینگی فرهنگی آن­ها پی برد و قسمتی از گذشته­ی تاریخی، جغرافیای قدیم، شرایط اجتماعی، فرهنگی و حتی اقتصادی مناطق را در طول تاریخ شناخت.

نام­های جغرافیایی جزئی از تاریخ، جغرافیا، اساطیر، فولکلور و فرهنگ یک ملت هستند که به سهم خود جایگاهی بس ویژه و مهم داشته و همچون جواهری تابناک و قیمتی است که حفظ و حراست از آن خدمتی بس مهم به فرهنگ آن سرزمین است. آری، اهمیت حفظ نام­های جغرافیایی که در حکم شناسنامه­ی یک کشور و ملت هستند، چون نگهداری اشیاء موزه­ها و بناهای تاریخی است، چرا که این سه، سند هویت یک ملت است و یک جامعه با داشتن این ذخایر مادی و معنوی می­تواند در پهنه­ی جهان، اظهار وجود و افتخار کند. به همین دلایل است که هر گونه تغییری در نام­های جغرافیایی، در حکم آسیب پذیری و یا ویران کردن یک اثر تاریخی و باستانی است. (توکلی؛پنج)

 بنابراین نباید سهل­انگاری مردم و مسئولان در مورد تغییر نام مکان­ها در تابلوها، نامه­ها و ... را که به­تدریج باعث از بین رفتن گنجینه­ی نام­های جغرافیایی و به تبع آن پیشینه­ی مکان­ها می­شود، فروگذار کرد زیرا نام یک مکان کاملا با آن مکان پیوند خورده و در صورت تغییر نام،  پیشینه­ی آن به فراموشی سپرده خواهد شد. لذا از صاحبان امر تقاضا می­شود حتی الامکان نسبت به حفظ نام­های قدیمی و برگرداندن نام­های فراموش شده تلاش نمایند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 13:20  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

خواجه مرشد

عبدالسلام بزرگ‌زاده

ما لولؤي بهر لامكانيم

             در بند صدف نهان نمانيم

سرچون زصدف برون برآريم

                 خورشيد نهان آن جهانيم

اسرار قديم ذوالجلاليم

             پوشيده نه‌ایم و در عيانيم

بنگر تو مرا به ديده ی ما

             كز وصف نشان بي‌نشانيم

هردم قدحي ز دست ساقي

        نوشيم و به محرمان چشانيم

آن را كه دهيم جرعه از آن مي

             ني مي‌شكنيم نه خود ستانيم

ما راست و مسلم اي محمد

        مائيم و خدا قلندرانيم

سيد محمد معروف به خواجه قلندر‌ مرشد‌جي(واجه مرشد) ابن سيد موسي ابن سيد شهداد ابن سيد واعظ ابن سيد بابا علي ابن سيد بابا كمال ابن سيد بابا جمال ابن سيد مردان شاه معروف به بابا‌ علي شاه مردان با واسطه­ی 26 پشت به حضرت علی(رض) می­رسد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 13:9  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

ملمع

جلال الدین گرگیچ                  alisingak@yahoo.com

اشک فرو چکیده بر لاله گون دویده

درد دلی شکسته، خاری به پا خلیده

دیوانگی همیشنت گِند می دلا، ریشنت

در فرقتت شب من تاریکِ بی سپیده

درمان نبوتَ دردُن،من دل پرشته سردن

خشکیده اشک چشمم، با قامتی خمیده

من پشگِ ضعیپُن جولاهگِ زمانگ

بافیده از برایم تاری به جان تنیده

اَرسی نهِنتَ حوننت، سُهری بگند، چوننت

اشکی نه،خون مشکی بر گونه ام چکیده

هِچ کَس نَکنت یاتُن، من دل پَه شَیر داتُن

یک مونس است همانا دیگر کسی ندیده

نانی که پکّتن من چنڈی تَه سِند شَه آیی

گفتم مُلمع این است، زین گونه کس شنیده؟

اسبی جهان ،یعنی ؛شعری بگو زمانی

دردت بگو نهانی بر صفحه ی جریده

وشِی نهنت ک چشین ، درد و غمانَ کشین

این لب به جز هلاهل دیگر مگر چشیده؟

هنون من نبیسین دل بی کرار و حوننت

چون ماهی به خشکی قلبم شده تپیده

بُشکین جلالَ وانی کی می غمانَ زانی

از نارفیق دانی، در گوشه­ای خزیده

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 13:7  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

داز خرما بلوچ زندگی

عثمان صالحی

مدتی در حیرت بودم که چگونه ساکنین اولیه (مکران) با خشکسالی و دیگر خشم­های طبیعی در این اقلیم زندگی می­کردند. بعد از بررسی به این واقعیت نزدیک شدم که بدون چهار موجود و     تلاش­های سخت خودشان، هرگز زندگی با آن شرایط سخت ممکن نبوده است.

 1-درخت خرما، 2- درختچه ی داز، 3- شتر، 4- بز.

     تا قبل از ورود ماشین و ایجاد راه­های ارتباطی جدید، 70درصد غذای مردم مکران، خرما بوده است. بعضی از مردم که در دره­ها و کوه ها به صورت اندک زندگی می کرده اند، غذایشان نزدیک به 100 درصد خرما بوده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 13:6  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

چاچ

رَمَگءَ در کـن، واڑا دوش

تَرّیں لَٹے، جنگلءَ کپتگ

آسءَ نہ سُچ ایت، آپ نہ وارت

گیپت تے مچاچءَ، جنت تے ڈگاراءَ

آسءَ پَـتکگ، گوشتءَ درَ تکگ

میتگ لَڈّ ایت بُنژو سَـر ھَمود اِنت

چاچا مچاچا، گیپت تے مچاچء، جنت تے ڈگاراء

گونڈیں آپی، آپءِ سَرا مُرگے، آپ ھُش اِیت، مُرگ مِراِیت

دو سیاہ ماراَنت، بندءِ سَرا واب اَنت

سُھرین نَرازے، نَمبَگءَ وَپتگ

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 13:5  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

مصاحبه با سردبیر مجلات بلوچی پاکستان

گفت­و­شنودی مشترک با جناب آقای سعید احمد کرد سردبیر ماهنامه دوزبانه بلوچی-براهویی "نوای بولان" و آقای دُرجان پرکانی مدیر پژوهشی دانشکده زبان بلوچی دانشگاه کویته و سردبیر ماهنامه های بلوچی "کونٹ "­و­"نوکاف"

سعیداحمد کرد          saeedkurd@yahoo.com

درجان پِرِکانی          durjaan@yahoo.com

این گفت و شنود دوستانه دوشنبه 1/9/1389 در محل مهمانسرای مهندسی با میهمانان گرامی که طی هیئتی از دانشگاه بلوچستان کویته پاکستان آمده بودند، توسط محمد اویس پیام به بلوچی انجام شد.

با سلام و خسته نباشید لطفا در مورد وضعیت کلی زبان و ادبیات بلوچی و وضعیت آن در پاکستان توضیح بفرمایید:

بلوچی، زبان بزرگی است که در پاکستان، سیستان و بلوچستان ایران، ترکمنستان، امارات، نیمروز، هلمند و لشکرگاه افغانستان بدان تکلم می­شود.

اما در پاکستان، بلوچی یکی از زبان­های بزرگ است. در پاکستان، چهار زبان وجود دارد؛ بلوچی، سندی، پشتویی و پنجاپی. به این زبان بخصوص در دانشگاه کویته اهمیت خاصی داده می­شود. در این دانشگاه، بخش بلوچی وجود دارد که بر روی زبان تحقیق و پژوهش انجام می­شود. در رشته­ی بلوچی دو دکتر به نام­های دکتر عبدالصبور بلوچ و خانم دکتر زینت صبا و اساتید بسیارِ دیگری با مدرک کارشناسی ارشد زبان و ادبیات بلوچی فعالیت می­کنند. بلوچی در این دانشگاه به­عنوان یک رشته­ی تحصیلی در دانشکده­ها وجود دارد.

آیا در دیگر دانشگاه های پاکستان هم بلوچی تدریس می­شود؟

بلوچی به­عنوان یک رشته­ی مجزا، تنها در کویته وجود دارد، اما    به­عنوان واحد درسی در دیگر دانشگاه­های کشور -از جمله در دانشگاه علامه اقبال اسلام آباد، قائد اعظم و...- ارائه و تدریس  می­شود. ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 13:4  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

ارواه­ءِ چيــــهـال

       سيدگرگيج

مني ارواه ءِ چيهال ءَ،

نزانت كسے،

گناهے انت

يا

توارے بے برمشيں ،

گيدي ءِ جهلانكيں زردءَ ،

پيچيت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 13:2  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

هذیان نبود، نه هذیان نبود

بوی دل انگیز عنبر و عود که نخلستان را به دوچاپی وا دار کرد

 در نخستین روز زایش ستارگان درخشان قلب زمین.

با دو چشم خیس خویش دیدم، پرواز نغمه های«لادو» را در اشکریزان ابرها.

حریر آبی رنگی آغشته به کلمپر،

آن­سو تر نیز نقش ظرایف سوزن دوزی،

و این نزدیکی شادمانی سالونک در جوار گر،

به راستی مرا بس شیدا می کند.

آسمان همیشه ارغوانی تر از همیشه.

با تبسم می نگرد.

نه ای مرد، با این همه، غریبگی را بشکن

 که قدم این هایت بر چشمان زمین نقش بسته اند؛

و در جای جایی رد پاهایت مروارید رسته است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 13:1  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

فهمیدن و نفهمیدن

دکتر علی شریعتی      

تو هرچه می خواهی باش ، اما ... آدم باش!!!

چقدر نشنیدن ها و نشناختن ها و نفهمیدن ها است كه به این مردم،

!!! آسایش و خوشبختی بخشیده است

مگر نمی دانی بزرگ ترین دشمن آدمی فهم اوست؟

 پس تا می توانی خر باش تا خوش باشی

امروز گرسنگی فكر ، از گرسنگی نان

فاجعه انگیزتر است

برای خوشبخت بودن ، به هیچ چیز نیاز نیست جز به "نفهمیدن"

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 13:1  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

ميرشاهي رندءُ بي بي زرنازءِ كِسّه

عبدالوهاب ايراندوست ( آريا بلوچ)

ماں شاه عباس اول صفوي ءُ شاه سليمان صفوي ءِ وهداں يك گلے چہ مكران ءِ دیم پہ کرمانءَبرگ بنت پاگواجہ ءُ كماشان اش ماں كرمان ءُ يزدءَ  بنديگ کنگ بنت ءُ سال ءِ سرءَ چہ مكران ءَ سُنگ (ماليات) گرانت ءُ انچوش پیسری بنديگاني جاه ءَ دگہ پاگواجہ كماش مٹ ءُ بدل کنگ بنت. اے رواج تا چنت سال ءَ حكومت ءِ وهدءَ بلوچستان ءِ سُنگ (ماليات) گرگ ءِ هاترا برجم دارگ بوتگ. كرمان ءِ راجدپتر سالاريہ مہ سنہ 1291 هـ ق نوشتگ كہ اے وهدءَ مكرانياني ميتگ ماں كرمان ءَ گواشير نام ءَ بوتگ ءُ يزدءَ مكرانياني ميتگ باگ ءِ كيچ ءِ نام ءَ زانگ بيتگ.  ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 13:0  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

جناب آقای هدایت­الله میرمرادزهی

انتصاب شایسته­ی شما را به سمت فرمانداری نیکشهر تبریک گفته برایتان توفیق خدمت­گذاری روز­افزون آرزومندیم.

**********

جناب آقای محمد اکبر چاکرزهی

انتخاب جنابعالی را به سمت فرمانداری سراوان تبریک می­گوییم. امیدواریم همچنان در خدمت به مردم خود موفق باشید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 12:58  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

منی واهگ

محمد چاکری

من مَزن باں ڈاکترے باں- منی بلاھین واھگے کہ من ڈاکتری بہ بان منی بازارءِ گریبءُ بزگر باز اَنت، من ایشانی عِلاجءَ مُپتءَ کناں- ایشاناں اَگاں دواءُ درمانءِ واستہ زَر مَہ بیت من دواءُ درمان ھم ایشاناں دِیاں- پمیشکا من لوٹاں کہ من ڈاکترءِ  بہ باں- من وتی ماتءِ گپاں ھمے واستہ  زوراں کہ منی مات منءَ شَرّیں سرءُ سوج کنت ءُ اگاں  من وتی ماتءِ گپّاں بہ زوراں، الَّمءَ من ڈاکترے باںءُ وَتی وابءَ سرجَم کُت کناں، وَتی بازارءِ مردمانی کمکءَ کُت کناں...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 12:54  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

علی بخش دشتیاری - چہ ترانگءِ شھکورءِ وانگـیءَ

شپ تَہار ماہ اِنت سارباں گار انت

دیریں راہانی کاروان گار انت

کِینگ ‏‏ءُ کَست ءَ چو کُتگ جاگاہ

مہرءِ بازار ءِ مہربان گار انت

چَہ شدءُ تُنّءَ کَہرین ڈُکـّالءِ

لَسّھین آھوگ سَرشَماں گار انت...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 12:53  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

سپــــــاس

منت وارین که ما را ای وهد تاکء چاپ کنگا تهنکااش نهشت.

دکتر سپاهیان، دکتر سنجرانی، حاج امیر کردی ، 

 واجه رضازهی، دکتر بهمن کرد ، مهندس مهرالله ریواز، 

 استاد عبدالودود سپاهی، راحله سپاهی، دکتر شه­بخش ، 

 اسماعیل نورمحمدی، ناصر کردی، دکتر محمودزهی،

کریم مرادزهی، الیاس ملازهی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 12:52  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

دلپدردی

بلوچ راجءِ گلزمین سرا ازین نامدارءُ و زانتکار و  شه­سساء (دانشمند) پیداگ و گاربوتگ انت که تان سالان سال مئی راجءَ پرایانئ سرا پهر بستگ و شادهانی اِش کُرتگ و گوں آیانی بیگواهیءَ دلپروش کهر و دل گران بوتگ انت مئی راج دپتر(تاریخ) زرین تاک په وتی زانتکارینی که گون تی علمءُ زانت، شوهازءُ فکرمندی مُلک و راجءِ دیمروی جهدش کرتک گواهی دنت که وتی راجی ذمه­داری اش پیلو(کامل) کتُک. بازانت نامدارانی که زی مان اے خاکءِ سرا رهشونی­اش داتگ و مروچی چه مئی نیامءَ چیِست بوتگ انت و نام و توارش مان دلانی توکا زندگء و نمیرانت چاکر، گوهرام، ملا فاضل، ملا نورمحمد، سید هاشمی ، گل خان نصیر، مولانا عبدالعزیز، مولانا محمد عمر، جام دُرک، واجه مولانا روانبد و دگه بازین بی مٹّ بی مثالی زانتکار و شه سساء که تا کءِ رد و بند اجازه ندی انت که آیانی نامءَ اِدا بیارین،...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 12:49  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

زمبان غرانت

مَنى    هوٌست    ءُ    مَنى  اُمّـيـت  ،  تـَئى

ميت  تـاثيـح  لـد  ءُ   نيلبوٌمـيـح    زِر  اَنت

هانـُل   ءِ    دْرَد  دْرَديح   دَرداح   اَنغَت!

تـَئى  دْرِكّـوٌ ك   ءُ   دْرَديح   دَرد  ثـِر اَنت

خوٌن  سـَغّ آح  مـَن كـِه دُض مـِن  ثـَه  غَلئ

تـَئى  بـَهــار   ءِ   غُلـيـح   زَمـبـان  غـِر  اَنت...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 12:48  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

معرفی کتاب

نام و نیم­نام(فرهنگ نام های بلوچی) عبدالعزیز دولتی بخشان، تهران؛ پازینه، 1388

قیمت کتاب: 4000 تومان

تعداد صفحات: 184

در مقدمه­ی کتاب، پیشینه­ی تاریخی بلوچستان و موقعیت جغرافیایی آن ذکر شده و نیم­نگاهی به خط و زبان بلوچی انداخته شده است. ضمن این که شکل پیشنهادی جدیدی برای خط الرسم بلوچی ذکر شده است.

اما قسمت اصلی کتاب که در آن به نام­ها، تأثیر عوامل مختلف در نام­گذاری و ... پرداخته شده است؛ در ابتدای کتاب، نوعی  دسته­بندی اعمال شده و ابتدا نام­هایی آورده شده­اند که در آن­ها از اسم جلاله "الله" و مشتقات آن استفاده شده است، سپس "محمد" و دیگر القاب پیامبر(ص) و نام دیگر پیامبران، نام­های برگرفته از نام درختان و بوته­ها و گل­ها، نام حیوانات، واژه­های ماه، خورشید، ستارگان و صورت­های فلکی، مشاغل، سنگ­ها، رنگ چهره، عطریات، واژه­های شاه، هاتون، بی­بی، ناز و... آورده شده­اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 12:47  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

معرفی سایت: www.eurobaluchi.com

معرفی سایت:

سایت مذکور که توسط انجمن فرهنگی یوروبلوچی طراحی شده است، همانگونه که مشاهده می­فرمایید، دارای بخش­های مختلف و بسیار مفید علمی در ارتباط با زبان و ادبیات بلوچی است که برای همه اقشار بالأخص محققان و علاقه­مندان به کار در زمینه­ی زبان و ادبیات بلوچی بسیار مفید است.  

 همانگونه که در تصویر فوق مشاهده می­کنید، این سایت دارای قسمت­های زیادی است از جمله: آموزش الفبای بلوچی، گرامر بلوچی(که خود شامل بخش­های متعدد است)، دیکشنری آنلاین چندزبانه بلوچی- فارسی- اردو- انگلیسی و...  که هنوز کامل نیست و نیاز به کار دارد، اما در نوع خود بسیار جالب است.

 بخصوص که برای غنای بیشتر مجموعه، این امکان برای خواننده ایجاد شده که در قسمتی تحت عنوان صفحه کاربر، لغت، اسامی بلوچی و ضرب­المثل اضافه کند.

 ذکر این نکته خالی از لطف نیست که سایت­ها و وبلاگ­های زیادی وجود دارند که در خود فرهنگ لغت بلوچی-فارسی آنلاین دارند از جمله وبلاگ زیر، که صد البته نیاز به کار فراوان دارد و اکنون تنها در حد یک ایده است که از آقای دهواری تقاضا می­شود در غنای آن بکوشند.

www.diction-baloch.blogsky.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 12:43  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

مهناز

عبدالسلام بلوچ زاده     زبان و ادبیات فارسی 85    

لونجیں گڑیال (ساهت) شپء 2ءَ پیش داشت. مهناز سر چه کتابءَ چست کرت ء کتابء یک گورے ایر کرت. هَور نرم نرم شنزان ات. مهناز تاگء پچ کرت ء وتی سرء در کرت ء ڈنّء چارات. هورء ترمپ آئیء دیمءَ لگّت انت. ترمپے هور چه مهنازء مودان لونجاں بوت ء لهم لهم چه آئی ء انارکان(گونه) لگشت ء آئیء لنٹانء نیامءَ جاگه گپت. مهناز وتی لنٹانء پرهت ء ترمپ آئیء لنٹانء سرا تالان بوت.

نمبیں هاکء بوّ... سبزگء بوّ... هورء بوّ... آئیء وتی ماتء هلکء ترانگاں برت. دمانی وتی هیالاںء جهلیں زرء بُڈّ ات. هیال کپت وهدے شهدربرجاهء(دانشگاه) زورگ(قبول) بوت ات هلکء جنیناں رمب، رمبء یهت انت درهاتوں مهنازء ماتء لوگء گوشت اش: "هان... درهاتوں تئی جنک شهدربرجاهء روت وانیت، ترا چون دلء بيت دوریں شهرے دیم بدے."...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 12:41  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

آیین سوگند "نال" در تفتان

احمد ریگی (مرادزهی) مدرس دانشگاه پیام نور خاش

serajahmadmtr@yahoo.com

 از مهم­ترین شاخصه­های بلوچستان، تفتان است که برای مردم آنجا اسطوره­ای مهم تلقی می­شود به طوری­که آن­را زنده می­پنداشته­اند و آن­را منشأ بسیاری از امورات (مانند صاحب فرزند شدن و...) می­دانسته­اند و مهم­ترین سوگند برای مردم آن­جا سوگند به تفتان بوده است. در این نوشته برآنم تا یکی از موارد مربوط به فرهنگ عامه تفتان به نام " آیین سوگند نال" را معرفی نمایم، گرچه این آیین در دیگر مناطق بلوچستان با بیش و کم تفاوت­هایی رواج دارد.                                                               

چنانچه فردی را مرتکب جرمی از قبیل سرقت ،جنایت و... بدانند که فرد متهم آن عمل را انکار کند، یا اینکه اختلافی میان دو نفر رخ دهد(مانند مرزبندی زمین های کشاورزی)، در این صورت  فرد مظنون یا مدعی علیه را اصطلاحا "نال" می­دهند و چنانچه  متهم زنی بوده که مورد اتهام واقع  می­شده یکی از مردان بستگانش به نیابت از وی  نال می­خورد. روش نال دادن به چند صورت انجام می­گیرد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 12:39  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

هستی و نیستی

پہ ھستیءُ سیری

ستر تو مزن بے

بہ جکس ایت جھانءَ 

تۓ نام چاریں کنڈاے

پہ نیستی و واری  

ستر گار بباں من

مہ زانت ماں جھانءَ 

منی نامءَ کسّی

بلے ما را ھجبر  

پہ مالءَ ءُ گنجءَ

 گل وگم نہ لوٹ ایت  

چو ھستیء مٹ نیست و نالت پہ نیستی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 12:37  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

اگان توانیت بوانیت،

 

 گڈان الّم بزانیت که

 

توانیت بلکّ­ایت؛

 

هما پیم که هبرء کنیت،

 

 هما وڈ بلکّ­ایت

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 12:36  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

گلچینی از اسامی اصیل بلوچی

عبدالبصیر شهنوازی   (با تصرف)

گلچینی از اسامی اصیل بلوچی(زنانه)

آسکو

سنّاز

گل­هاتون

ملوک­هاتون

آهوگ

شاری

گلی

مه­بانو

بلور

شاه­پری

گَمناز

مهتاپ

پریناز

شاتو

گنج­ملک

مهرانگیز

تارِن

شدری

گنجی(گنجل)

مهرناز

چاهیک

شمسان

گوهر(ناز)

مهرین

درّس

شمسی

لالین

مه­گنج

زاپُران

شهربانو

ماه­پری

مه­ملک

زامر

شهناز

ماه­دیم

مهناز

زرناز

گراناز

ماه­گل

میرم(هاتون)

ساران

صدگنج

ماهین (ملک)

نازان

سبزل

گِسِد

مدینه

نازگل

سداپ

گل­اندام

مِستاگ

هاتون­ملک

سانا

گلپری

مکّه

هانگل

سبزو

گلناز

ملکان

هانُل

سدو

گل­نساء

ملک­ناز

هانی

 

گلچینی از اسامی اصیل بلوچی(مردانه)

آدینگ

سراج

کمالان

مرید

باران

سهراب

گمگزار

نصرت

دلارام

سوالی

گهرام

نِهِنگ

دلبر

سید

لشکران

نواز

دلپسند

شهباز

مراد

هتا(محمد)

دلپلّ

شهمیر

مزار

همبل

دلمراد

شهدُرّ

مِسکان

همّل

دلوش

شهمراد

مهردل

هوتان

دودا

شهنواز

مهیم

هیبتان

دینار

شیردل

میار

وژدل(وشدل)

زلپی

شیرمحمد

میردل

ویداد(ویدی)

زمان

گل محمد

مِیّا

ملک

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 12:35  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

مصاحبه¬ای با دکتر بندریان استاد جغرافیای دانشگاه های استان

با سلام خدمت جناب آقای دکتر بندریان، لطفا خود را مختصرا معرفی نمایید:

 با سلام اسفندیار بندریان هستم عضو هیئت علمی نیمه­وقت دانشگاه آزاد اسلامی واحد زاهدان. در سال  1319 در شهرستان میاندوآب به دنیا آمدم و تا سال1340 تحصیلات دوره­ی ابتدایی و دبیرستان را در همان شهر و ارومیه به پایان رساندم. در سال 1340 به استخدام شغل آموزگاری در آموزش و پرورش و تحصیل لیسانس در رشته­ی جغرافیای محض در دانشگاه تبریز شدم. از سال 1349 تا 1352 در شهرستان مشکین­شهر آذربایجان شرقی دبیر جغرافیا در آموزش و پرورش آن شهر بودم. و از سال 1353 تا 1355 همراه با شغل دبیری، دانشجوی رشته­ی جغرافیای انسانی و اقتصادی در فوق لیسانس در تهران مشغول کار دبیری و دانشجویی بودم. از سال55 تا 58 عضو هیئت علمی در دانشسرای عالی زاهدان به تدریس جغرافیا مشغول بودم و در سال 58 از طرف وزارت علوم و آموزش عالی به عنوان دانشجوی بورسیه به کشور فرانسه عازم شدم. مدرک دیپلم عمیق یا D.E.A را از دانشگاه سوربن پاریس اخذ کردم و سپس در دوره­ی دکترای آن دانشگاه پذیرفته شدم و مشغول تهیه­ی دکترا بودم که بورسیه­ی تحصیلی­ام به علت مشکلات مالی و سیاسی اوایل انقلاب اسلامی -مثل دیگر دانشجویان- قطع گردید و از طرف دانشسرا مجبور به برگشت به محل خود در زاهدان شدم. در سال 65 تا 69 همراه با تدریس در زاهدان، دانشجوی دوره­ی دکترا در دانشگاه آزاد تهران بودم. پس از گذراندن واحدهای درسی و امتحان جامع در  رشته­ی جغرافیای طبیعی بعد از وقفه­ی تحصیلی، به جهت درست شدن بورسیه، دوباره به کشور فرانسه رفتم و از سال 71 تا 77 به مدت 6 سال در دانشگاه رنس فرانسه مشغول به تهیه و نوشتن تز دکترای خویش بودم. در سال 78 در آن دانشگاه از تز دکترای خود در رشته­ی جغرافیا گرایش آمایش شهری دفاع کردم. در همان سال به محل خدمت خود برگشتم و در سال 85 از دانشگاه سیستان و بلوچستان بازنشسته شدم و از آنجایی که قبلا در راه اندازی رشته­ی جغرافیا در دانشگاه آزاد فعالیت داشتم و از سال 70 به صورت نیمه­وقت در دانشگاه به تدریس و همکاری با معاونت پژوهشی مشغول به کار می­باشم.

در مورد تحقیقات و فعالیت­های خود بالأخص در مورد استان توضیح بفرمایید:

تحقیقات:

ـ سنجش کمی و کیفی منابع آب بلوچستان، مرکز تحقیقات و پژوهش دانشگاه س و ب، زاهدان،1374

ـ طرح جامع دانشگاه س و ب، مرکز تحقیقات و پژوهش دانشگاه س و ب (کار مشترک)، زاهدان 1379

ـ رشد و توسعه­ی سریع شهر جوان زاهدان در منطقه­ی صحرایی ایران(تز دکترا) در فرانسه 1379...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 12:31  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

مردم سه دسته­اند:  گروهی آنچنان در بند نانی

خشک­اند که نمی­توانند بفهمند؛

گروهی درک آنچنان برایشان دردمند است که

 ترجیح می­دهند چشمان خود را ببندند تا

نبینند و نفهمند؛

دسته­ی دیگر آنچنان اسیر جاه و شکم­اند که

پرده­ای فهم و درک آنان را پوشانده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 12:27  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

تأثیر دین بر رضایت از زندگی و بهزیستی

دکتر بهمن کرد

bahmanpsy@gmail.com

دین می­تواند به­عنوان مجموعه­ای از اعتقادات تعریف شود که این  اعتقادات با علت، طبیعت، هدف از زندگی و عالم مرتبط هستند. این اعتقادات به­عنوان یک نکته­ی فراطبیعی مشخص مورد توجه قرار       می­گیرند و موجودات انسانی به این اعتقادات که مقدس، معنوی و ابدی هستند، احترام می­گذارند.

به­طوری­که یکی از معروف­ترین دانشمندان در حوزه­ی دین به نام «کوئینگ»(2001) دین را به­عنوان یک سیستم سازماندهی شده از عقاید، اعمال و نشانه­های طراحی شده جهت نزدیکی به خدا، قدرت بالاتر، واقعیت و نهایت صداقت تعریف می­کند.

مطالعات علمی نشان داده است که معنویت و اعتقادات، به­صورت تنگاتنگی با سلامت در ارتباط هستند که این سلامت می­تواند جسمی یا روحی و روانی باشد در عصر حاضر توجه به دین و تأثیر آن بر سلامت از سال 1960به­صورت علمی و آکادمیک مورد توجه قرار گرفت.«راجرز و همکاران »(2010)

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 12:26  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  | 

معرفی چهل مقوله از مقولات فرهنگی مردم بلـوچستان

دکتر موسی محمودزهی عضو هیأت علمی دانشگاه ایرانشهر

 braataan@yahoo.com

بعضی از نمودهای مهم فرهنگ عامه مردم بلوچ که جزو فرهنگ قومی شده­اند، در قالب چهل عنوان در اینجا به­صورت مختصر معرفی می­شوند. هر کدام از این مقولات شرح و بسط بسیاری دارد که علاقه­مندان را به مطالعه بیشتر در مورد آن­ها تشویق می­کنیم.

هَتُک: خورش گوشت که با ادویه، پیاز و انار­دانه ترش  تهیه می­شود، معروف به "هتک بلوچی" است.

چنگال: شیرینی است که از ترکیب آرد، روغن و خرما با افزدونی­های دیگر تهیه می­شود.

شیلانچ: نوعی کشک  معمولی که از ماست ترش جوشانده به دست می آید، معروف به "شیلانچ بلوچی" است.

روگِن: روغن حیوانی که به نحو خاصی فرآوری می شود، معروف به "روگن بلوچی" است.

تباهگ: گوشتی که به آن نمک، مقداری ادویه و انار دانه­ی ترش کوبیده شده زده می­شود و خشک می­گردد ودر هوای آزاد به مدت چند ماهی  قابل نگهداری است. معمولا با  آن خورش درست می شود و یا به­صورت استامبلی مصرف می گردد؛ این گوشت معروف به "تباهگ بلوچی" است.

جرّ و دار : به داروهای گیاهی گفته می شود.

باجی: جدا کردن سهم همسایه از خوراک آماده شده و یا گوشت خام و تحویل آن به همسایه را "باجی"می­گویند.

پابُندی: پروار کردن گوسفند و ذبح آن به­منظور استفاده کامل از پیه و گوشت آن در مدت چند هفته یا چند ماه در بلوچی معروف به "پابُندی" است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 12:24  توسط محمد اویس پیام/مدیر مسئول نشریه سول  |