پیش گپ
محمد اویس پیام، خرداد ماه هشتاد و هشت
فرهنگ به مفهوم کلی گنجینه ای ست فوق العاده ارزشمند که اگر ملتی بخواهد راه ترقی همه جانبه را طی کند
و برای سرزمین خود افتخار آفرین شود، جز ارج نهادن به آن هیچ چاره ای ندارد. اعتماد به خود و هویت و
اصالت خود و احساس ارزش و شخصیت باعث تعالی فرد می شود و خود کم بینی و از خود بیگانگی فرهنگی،
سلاحی ست که ملت ها را از هم می پاشد و نابود می کند.
به علت گستردگی معنا، شاید نتوان یک تعریف جامع از فرهنگ ارایه داد. بهترین راه برای شناسایی و
دستیابی به هر موضوع کلی، مراجعه به اجزای کوچک تر آن است. خرده فرهنگ های موجود در هر منطقه،
نماینده ی فرهنگ یک ملت و کشور هستند. اگر یک گردشگر به استان خراسان، سیستان و بلوچستان،
لرستان و کردستان مسافرت کند و آداب و رسوم آنها را ببیند، در مجموع آن ها را با نام فرهنگ زیبای
ایرانی خواهد شناخت نه فرهنگ خراسانی، سیستانی و بلوچستانی، لری، کردی و... . در نتیجه اگر علاقه مند
به حفظ ارزش های ملی و فرهنگ زیبای کهن خود باشیم، به ناچار باید از خرده فرهنگ های موجود در
کشور و منطقه محافظت کنیم و برای تداوم آن ها هزینه کنیم.
به طور مثال ما فرهنگ اصیل و کامل ایرانی را در تهران و دیگر کلان شهرها نداریم و یا حداقل بقایای
سنن و ارزش های ملی که برای آن ها افتخار می کنیم، در حال اضمحلال و نابودی هستند. بنابراین ما ناچار
خواهیم بود برای یافتن فرهنگ اصیل و واقعی خود به خرده فرهنگ ها مراجعه کنیم؛ چرا که فرهنگ
ایرانی چیزی نیست جز مجموع فرهنگججهای ترکی، کردی، لری، بلوچی و... . به این معنی که اگر ما برای
احیای هر یک از این خرده فرهنگ ها تلاش کردیم، جزئی از فرهنگ اصیل و غنی خود را احیا و ماندگار
کردیم و بی توجهی ما نسبت به هر یک از آن ها یعنی انهدام بخش عظیمی از تمدن و فرهنگ ایرانی!
در این میان شاید نقش دولت ها و حکومت ها برای تداوم فرهنگ ها به اندازه ی اراده و تلاش خود مردم
تعیین کننده و مهم باشد. شاید به جرأت بتوان گفت تمام شرایط اقتصادی، اجتماعی و حتی فرهنگی مردم در
ارتباط مستقیم با شرایط سیاسی است که دولت ها برای مردم خود ایجاد می کنند. به یقین یکی از مهم ترین
اهداف ملت ایران از قیام در مقابل رژیم سابق و برقراری حکومت اسلامی، احساس خطر از سوی تهاجمات
فرهنگی بوده است که بر مردم آزاده ی ایران تحمیل می شد.