- نعل اسب را روی آتش می­گذارند تا کاملا گداخته شود(طوری که رنگ آن مانند اخگر آتش سرخ گردد) پس آن را روی دست متهم می­گذارند. چنانچه وی هفت قدم راه برود و نسوزد، پاک و مبرا است، سپس نعل را درون گیاهان و بوته های خشک می­اندازد که  از شدت حرارت آن، بوته­ها مشتعل می­شوند.

- دومین روش نال دادن به این صورت است که قابلمه­ای را از روغن گوسفند پر نموده و أن­را  بر روی آتشی که هیزم آن از خوشه­های گندم باشد می­نهند تا روغن به جوش آید (زیرا معتقد بوده اند که حضرت ایوب (ع) زن خویش را با خوشه­های گندم  تنبیه نموده است) در این هنگام یک عدد انگشتر درون دیگ روغن در حال فوران می­اندازند و فرد متهم آستین بالا زده و انگشتری را برمی­دارد و روغن روی آن را مکیده و تبرئه می­شود.

- در روش دیگر، یک عدد تبر را درون آتش نهاده تا کاملا گداخته گردد به طوری که رنگ آن سرخ گردد سپس آن را برداشته و روی دست متهم می نهند ، وی باید هفت قدم راه رفته و تبر را روی کف دو دستش جابه­جا می­کند چنانچه نسوزد مبرا است.

- چهارمین روش نال دادن به "نال و چل" معروف است؛ کانالی تقریبا به طول 5متر و عرض 1متر و ارتفاع تقریبا نیم متر حفر کرده درون آن­را ازاخگرهای آتش پر می­نمایند، متهم جهت اثبات       بی­گناهی خویش، در مقابل چشمان مردم به­صورت پابرهنه بر روی اخگرهای آتش راه می­رود و چنانچه نسوخت، مبرا و پاک است.

از شروط مهم این آیین؛ به پاکی و غسل دادن فرد متهم و افراد حاضر در جلسه می­توان اشاره کرد.

تاریخ بشریت بیانگر این حقیقت است که انسان­های  بی گناه در ترازوی عدالت آتش مصون و مبرا بوده­اند از جمله می­توان به داستان در آتش انداختن حضرت ابراهیم (ع) در قرآن مجید و گذر سیاوش از آتش در شاهنامه اشاره کرد. از این رو بوده که آتش را به عنوان یک ابزار تلقی می­کرده­اند ، "نال" نیز یک سوگند آیینی است که   فلسفه­ی آن ریشه در این اعتقاد دارد و نال در واقع تلفظ بلوچی "نعل" می­باشد.